احمد بهشتى

216

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

حصولى تصوّرى است . در حقيقت بايد گفت : دو تقسيم علم حصولى - يعنى تقسيم آن به تصوّر و تصديق و تقسيم دوبارهء آن به بديهى و نظرى - در عرض يك‌ديگرند ، نه در طول هم‌ديگر ؛ چرا كه در تقسيم‌هاى طولى ؛ تنها يكى از شاخه‌ها را تقسيم مىكنيم و به شاخهء ديگر كارى نداريم ؛ ولى در تقسيم‌هاى عرضى به هيچ‌يك از شاخه‌ها كار نداريم ؛ بلكه دوباره تقسيم را از ريشه آغاز مىكنيم . در اين تقسيم‌ها ، ريشهء تقسيم همان علم حصولى است كه يك‌بار به تصوّر و تصديق و بار ديگر به بديهى و نظرى تقسيم شده‌اند . آن‌گاه شاخهء تصوّر از علم حصولى به فعلى و انفعالى و سپس همين شاخه به ذاتى و غيرذاتى تقسيم شده است . « 1 » از آن‌جا كه كوشش شيخ فيلسوفان بر اين است كه جنبهء كمالى علم را براى واجب الوجود اثبات و او را از هرگونه نقصى تنزيه كند ، در فصل پيش با تقسيم كردن علم حصولى تصوّرى به فعلى و انفعالى نشان داد كه علم انفعالى ، مستلزم تغيّر ذات واجب و احتياج است و او از داشتن چنين علمى منزّه است . در اين فصل نيز با تقسيم كردن علم حصولى تصوّرى به ذاتى و غيرذاتى ، مىخواهد واجب الوجود را از علم غيرذاتى تنزيه كند ؛ چرا كه علم غيرذاتى ، مستلزم احتياج به غير است و صد البته كه واجب الوجود ، غنّى مطلق است و غنىّ مطلق در ذات و در صفات حقيقى - چه حقيقى محض و چه حقيقى ذات اضافه - بىنياز از غير است . « 2 » مانعى نيست كه غنىّ مطلق ، داراى صفت‌هاى اضافى - كه نياز به طرفين اضافه دارد و به غناى واجب لطمه‌اى وارد نمىآورد - باشد ؛ چرا كه در صفت‌هاى اضافى واجب ، تغيّر و نياز از ناحيهء ممكن‌هاست ، نه از جانب واجب .

--> ( 1 ) . هيچ منعى نيست كه تقسيم به فعلى و انفعالى و ذاتى و غيرذاتى در تصديق‌ها هم جارى باشد ؛ چرا كه تصديق ، فرع بر تصوّر است . ( 2 ) . غايات و مبادى ، ص 33 - 38 .